یارحجت
درد و دل های یک یار که به دنبال امام حی و حجتش می گردد اما ...
 
 

یا رفیق من لا رفیق له

سلام

خدای بزرگ من!

رزاق و رازق من!

چگونه شکر کنم وقتی توانی نیست

وقتی آنقدر می بخشی که سرریز می شوم

از محبتت

از رزقت

مهربان من!

چگونه نفهمم که در تمام سختی ها به آغوشم می کشی

و گرم نوازشم می کنی

چگونه نگاه پر مهرت را نفهمم و نبینم!؟

طبیب من!

چگونه ندانم که اگر درد می دهی پیش از آن درمان را فرستادی

و من بنده ناچیز

و من بنده نادان

نادانسته می هراسم

از هر درد و سختی که برای ساختن است نه برای سوختن

و انگار توجهی ندارم به تمام یاریهای پیشینت

که چگونه دستم را گرفتی و آن زمان که سختی و درد به بی نهایت رسید به آغوشم کشیدی

چگونه توصیفت کنم حال آنکه در وصف نیایی

بخشنده بی حساب من!

چگونه نادانسته هر روز مشغول حسابم و می دانم که با نگاه مهربانت بر من نظر می کنی

و شاید باید بفهمم که بنده نادان آنچه باید حساب کنی عمل است نه نان شب

شنوا و دانای من!

بفهمانم

بفهمانم که هر روز آنچه باید به حساب بکشم عمل است که رزق بی حساب من هم به حساب می آید و

من باید مضطرب حساب عمل باشم نه نان شب

خدای من!

مرا از خود برهان که به من اسیرم

حال آنکه باید اسیر مهر تو باشم...

 

التماس دعای فرج

یا حق



موضوع مطلب : نوای دوست / نوای دل

ارسال شده در تاریخ : پنجشنبه ٢ بهمن ۱۳٩۳ :: ٧:۱۳ ‎ق.ظ :: توسط : یارحجت

یا رفیق من لا رفیق له

سلام

 

خدای من!

خدای مهربان من!

تویی که نعماتت را بی حساب می بخشی

بی حساب اینکه لیاقتی هست یا نه

خدای مهربان من!

خاطراتم را مرور می کردم و دیدم که چگونه ملتهب بودم و تو آرامم کردی

مشوش بودم و تو به آرامشم رساندی

خدای مهربان من!

تویی که هر روز صبح نعمتی جدید به من می بخشی و هر لحظه مرا یادآور می شوی که خدای بخشنده منی

خدای مهربان من!

تویی که شمارش نعماتت از توان نه من، بلکه همه دنیا خارج است

و من هر روز شکر اندکی برای نعمات بی شمارت می کنم

خدای من!

خدای مهربان من!

چقدر فرصت ها را از دست دادم و تو به دادم رسیدی

چقدر بی لیاقتی کردم و تو بی توجه به آنها تنها به من بخشیدی

خدای بی نیاز من!

تو بی نیازی، بی نیاز از هر نیازی

و من

من نیازمندم، نیازمند هر نیازی

خدای مهربان من!

تمام وجودم مملو از عشق توست

و تو همه وجودم را سرشار از نعمت جدیدت نمودی

نعمتی که به راستی همانند دیگر نعماتت لیاقت آن را ندارم و نداشتم

اما تو بی حساب بخشیدی

خدای بخشاینده من!

ببخشای

ببخشای بر من گناهانم را

همچون نعماتی که بخشیدی

خدای مهربان من!

برای نعمت جدیدت تنها به کمک و یاری تو نیازمندم

نیازمند نگاه خداگونه خودت

خدای مهربان من!

در بهترین ماه های خود

در ماه ترین ماه خود

به من بهترین هدیه و نعمت را دادی

به من ماه گونه ترین نعمت را دادی

خدای مهربان من!

من نتوانم شکر کنم و تو ببخش

من نتوانم درک کنم و تو درکم ده

خدای مهربان من!

سید و مولای من!

کمکم کن

که بیش از پیش محتاجم

و بیش از پیش نیازمند

که تنها تویی افرینده و تربیت کننده و روزی دهنده و نجات دهنده من...!

 

التماس دعای فرج

یا حق



موضوع مطلب : نوای دوست

ارسال شده در تاریخ : چهارشنبه ٢٥ تیر ۱۳٩۳ :: ٥:٤۳ ‎ب.ظ :: توسط : یارحجت

یا رفیق من لا رفیق له
سلام

آقاجون!!!
وقتی به گذشته نگاه می کنم و آرزوهام، در حالی که الان توی حال ایستادم و به هیچکدومشون نرسیدم....
وقتی یادم میاد که همه تصوراتم از آینده و زندگیم با شما بود، در کنار شما بود، تو هوای شما نفس کشیدن بود و دویدن تو صحن و سراتون بـــــــــــــــود ؛ حالا می فهمم یه توهم بود نه تصور...
وقتی زیارتهای چند ماه یه بارم یادم میاد و الان دارم طعم زهرآلود یه ساله شدن ندیدن گنبدتون رو می چشم...
وقتی التماسا و زجه هام برای مجاور شدن یادم میاد و می بینم حالا دیگه مجاور که هیچ، حتی زائر قبلیم نیستم...
نمی فهمم...
اصلا
هیچ نمی فهمم...
چرا!!!!!!!!!!؟
چرا عاشقم کردین!!؟
چرا این سالهای اخیر منو بردین و آوردین!؟
دیگه ناامید شدم
اره نا امید شدم
از دیدنتون
شما بهتر از هر کسی می دونین چه زجری داره وقتی حس دلتنگیت رو به کسی می گی
 و میگه چند ساله نرفتی؟
میگی هنوز یه سال نشده
میگی داره میشه یه سال
میگی شد یه سال
می گی یه سال بیشتره
و اون میگه برو بابا تو که خوش به حالته من چندین ساله نرفتم
اینجا دوووووووووووووووووووووووووووووووووووره به مشهد ما دیر به دیر میریم
آقااااااا!!!!
دیگه بریدم
دیگه نمی تونم
از اول رجب منتظر بودم بطلبین، مثل هر سال
حالا داره شعبان تموم میشه...!
اره بد عادت شدم
بد عادتم کردین
چرا وقتی معتادم کردین، تو اوج نشگی حالا باید اینقد خماری بکشم...!؟
می خواین ترکم بدین!!؟
بریـــــــــــــــــدم...!
شاید باید مثل اول این ماجرا دوباره باهاتون شرط بندی کنم..
نمی دونم!!!!!!!!!!!

التماس دعای فرج
یا حق



موضوع مطلب : هشتمینم / نوای دل

ارسال شده در تاریخ : پنجشنبه ٢٩ خرداد ۱۳٩۳ :: ۱۱:٠٠ ‎ب.ظ :: توسط : یارحجت

یا رفیق من لا رفیق له

سلام

 

مولای من!

امشب که حسنین عزادار شما هستن

امشب که زینبین عزادار شما هستن

تمام فکر من اینجاست که سیاهی چادرم به لطف شماست

به لطف شما و شب قدر

شاید امروز سالگردش باشه

سالگرد سیاهی چادری که تمام زندگیم رو عوض کرد

و این سیاهی چادر رو مدیون شمام

مولا

یتیم نوازی کردید

 

التماس دعای فرج

یا حق



موضوع مطلب : نوای دل

ارسال شده در تاریخ : چهارشنبه ٩ امرداد ۱۳٩٢ :: ۳:۱۳ ‎ق.ظ :: توسط : یارحجت

یا رفیق من لا رفیق له

سلام

 

ارباب..

نذار حسرت به دل بمونم...

 

 

التماس دعای فرج

یا حق



موضوع مطلب : ارباب

ارسال شده در تاریخ : دوشنبه ٧ امرداد ۱۳٩٢ :: ٤:٤٥ ‎ق.ظ :: توسط : یارحجت

یا رفیق من لا رفیق له

سلام

 

خدا جونم!

ممنونم بابت همه کمکهایی که بهمون میکنی

می دونم جنبه ندارم همه اش فکر میکنم مثلا صبر کردم که داری بهم پاداش میدی

اما ته دلم می دونم که اینا وعده خودته

چه برای وعده و ضمانی که برای متاهلین دادی

چه برای وعده ای که گفتی بعد از هر سختی، آسونیه

خداجونم!

امیدوارم سربلند بیرون اومده باشیم از امتحان ها و آزمونایی که گرفتیم

خداجونم!

شیرینی محبتی بهم کردی هیچ وقت از دلم نخواهد رفت

 

التماس دعای فرج

یا حق



موضوع مطلب : نوای دوست

ارسال شده در تاریخ : دوشنبه ٧ امرداد ۱۳٩٢ :: ٤:۳٥ ‎ق.ظ :: توسط : یارحجت

یا رفیق من لا رفیق له
سلام

خدا جونم...!
دلم داره می ترکه
از دوریت
از بی معرفتیم
ماه مهمونیته
خدا جونم
میشه بغلم کنی!!؟:(

التماس دعای فرج
یا حق



موضوع مطلب : نوای دوست

ارسال شده در تاریخ : یکشنبه ۳٠ تیر ۱۳٩٢ :: ٤:٢۳ ‎ق.ظ :: توسط : یارحجت

یا رفیق من لا رفیق له

سلام

 

خدای من!

می دونم حواست بهمون هست

می دونم هوامون رو هم داری

می دونم که خودت گفتی ان مع العسر یسرا

اما راستش

نمی دونم گناهی کردم و داری عقابم می کنی

یا نه!؟

داری امتحانم می کنی!؟

می دونی!؟

هر چی که هست دوس دارم

می دونی چرا؟

چن هر چی باشه

می دونم داری صاف کاری می کنی

صاف کاری کن

مال خودته

فقط امانته پیش من

فقط حواست به اطرافیانم باشه

نذار دلخوری پیش بیاد

حواست به یارم باشه

البته می دونم حواست به همه چی هست

می دونی

پارسال یادته؟

چقد جلز ولز کردم؟

چقد غر زدم در کنار صبر؟

چقد گفتی طناب رو ول کن

اما من یواش یواش ازش سر می خوردم

خدا جووونم

اما الان ولش می کنم

یعنی ولش کردم

پریدم تو بغل خودت

خودت بگیرمون

یقین دارم که میگیری

یقین دارم که روزی دست شماست و بقیه فقط وسیله ان

فقط کمکم کن که پای یقینم بمونم

فقط کمکم کن که از راه راست کج نشم

خلاصه اگر کج شدم خودت چکش کاریش کن به سمت من کج بشهنیشخند

خلاصه که زندگیم رو سپردم به خودت

چن امانتدار خوبی هستی

قربونت

 

التماس دعای فرج

یا حق



موضوع مطلب : نوای دوست / نوای دل

ارسال شده در تاریخ : یکشنبه ٢٢ اردیبهشت ۱۳٩٢ :: ۱:٢٥ ‎ق.ظ :: توسط : یارحجت

یا رفیق من لا رفیق له

سلام


 أَلَیْسَ اللَّـهُ بِکَافٍ عَبْدَهُ

آیا خدا کفایت کننده بنده اش نیست!؟

هست

یقین دارم که هست

پس تو برای من کافی هستی

مگر نه اینکه مولا گفتن:

مَنْ تَوکَّلَ عَلَى اللّه ذَلَّتْ لَهُ الصِّعابُ وَتَسَهَّلَتْ عَلَیْهِ الأَْسْبابِ؛

هر کس به خدا توکل کند، دشوارى ها براى او آسان مى شود و اسباب برایش فراهم مى گردد.

مگر نه اینکه مولا گفتن:

آرام باش خوب فکر کن برخدا توکل کن آنگاه خواهی دید که خداوند قبل از تو کار را شروع میکند

من یقین دارم برکت اینقدر زندگیمون رو در بر خواهد گرفت که همه انگشت به دهان خواهند موند

من به تو ایمان دارم

و تو

قول دادی که امید امیدواری رو ناامید نمی کنی

من از مادر خواستم

می دونم که مادر زندگیمون رو نگه می داره

من زندگیم رو سپردم به رئوفت

می دونم که هوای زندگیمون رو داره

اما

سرورم، مادرم و رئوفم

هوای مادرهامون رو هم داشته باشید

 

التماس دعای فرج

یا حق



موضوع مطلب : نوای دل / نوای دوست

ارسال شده در تاریخ : سه‌شنبه ۱٠ اردیبهشت ۱۳٩٢ :: ۱٢:٢۳ ‎ب.ظ :: توسط : یارحجت

یا رفیق من لا رفیق له

سلام

 

مادر!

لایق نبودم

حق با توست

اما لایق کردنم

تنها کار خودت است

تنها کار خودت

حتی اگر عباس نشدم

سلمانم کن

 

التماس دعای فرج

یا حق



موضوع مطلب : مادر

ارسال شده در تاریخ : پنجشنبه ٥ اردیبهشت ۱۳٩٢ :: ٢:۱۸ ‎ب.ظ :: توسط : یارحجت
درباره وبلاگ
یارحجت
همه هست آروزیم که ببینم از تو رویی چه شود تو را که من هم برسم به آرزویی؟

صفحات وبلاگ
نويسندگان
پيوندها
RSS Feed

Get Flash Code