خوف ...

یا رفیق من لا رفیق له

سلام

 

خدایا چند وقته ناجور تو فکر خوف و رجاتم، رجام که بد نیست اما میشه خوفم رو بیشتر کنی؟

احساس می کنم اونطوری که باید حساب نمی برم.

نمی دونم شایدم این بنده گوله آتیشت یا به قول یه بنده خدایی بمب چینیت .......

نمی دونم

اما احساس می کنم این خوفه با روحیم جور نیس

خلاصه که خودت جورش کن، چن من که هر کاری می کنم انگار رجا به خوف می چربه!

خدایا مگر نه اینکه مومنت خوف و رجاش برابره تازه چه بسا خوفش بیشتر، از خوفای نابت که به اولیائت دادی نصیب منم بکن!

الهی آمین

 

التماس دعای فرج

یا حق

/ 1 نظر / 7 بازدید
فرات

نظر لطفتونه دوست عزيز....[گل][گل] الهى خانه كجا و خداوند كجا، طائف آن كجا و عارف اين كجا، آن سفر جسمانى است و اين روحانى، آن براى دولتمند است و اين براى درويش، آن اهل و عيال را وداع كند و اين ماسوا را، آن ترك مال كند و اين ترك جان، سفر آن در ماه مخصوص است و اين را همه ماه و آن را يك بار است و اين را همه عمر، آن سفر آفاق كند و اين سير انفس، راه آن را پايان است و اين را نهايت نبود. آن مي‏رود كه برگردد و اين ميرود كه از او نام و نشانى نباشد، آن فرش پيمايد و اين عرش، آن محرم ميشود و اين محرم، آن لباس احرام ميوشد و اين از خود عارى ميشود، آن لبّيك ميگويد و اين لبّيك ميشنود.. عيد سعيد قربان برشما مبارك..[گل]