خسران...

یا رفیق من لا رفیق له

سلام

 

مولای من...!

این سری که دعوتم کردی و بردیم، بیشتر احساس می کردم که عین یه بچه بازیگوش که پدر دعواش می کنه پیش خودت دعوتم کردیگریه

الان که پستم رو خوندم دیدم چقدر من خسیرم

کسی خسران دیده تر از منم هست

مولاش دعوتش کنه و ببردش و استفاده نکنه

آقای من

امام رئوف من

یگانه امید من به زندگی

چقد راحت این فرصت رو از دست دادم

چقد دلگیرم

خداااااااااااااااااااااااااااااااا

هر چقدر برای این خسران اشک بریزم جبران نمیشه

چقد زمان از دست دادم

که دیگه هرگز بر نخواهد گشت

مولای من...!

ببخش

این طفل لجوجِ بی عقلت رو ببخش

ببخش که حرمتِ حریم نگه نمی داره

از صبح نوروز پریشانم کردی

نفهمیدم

نفهمیدم که کسی مشتاقته و من باید براش دعا کنم

چقد بهم نشانه دادی و ندیدم

سرورم، تاج سرم

سلطانم

نادونیم رو ببخش

غفلتم رو ببخش

نفهمیدم مات و مبهوت چی بودم

اما انگار تو حریمت تو آغوش شیطان بودم

نذاشت

نفس نذاشت

بیچاره تر از منی تو دنیا هست؟

خسران دیده تر از منی توی  دنیا هست؟

نیست

کیه که مولاش دعوتش کنه

معشوقش، عاشقش بشه و به بزم ببردش

اما عاشق نادون سر توی خورجین علوفه اش کنه و یه نگاه به اربابش نندازه

آقای من

تا ابد از این درد خواهم سوخت

حتی اگر به جای 8 ماه 80 ماهم دعوتم نکنی حق داری

چقد من بدبختم که قرب و مهمانیت رو از دست دادم

کوله بارم رو جا گذاشتم و اومدم

دست خالی هم برگشتم

حق داری

توی ظرف برعکس شده چرکین که نمیشه عیدی داد

آه

قلبم می سوزه

حقشه اینقد باید بسوزه که تموم شه

شاید تو این تموم شدنش به جایی برسه

 

مولای من...!

تو بر من غافلِ نادانِ ... نظری کنگریه

 

التماس دعای فرج

یا حق

/ 1 نظر / 10 بازدید
سیدخلیل

چه سوزناک... زیارتتون قبول